X
تبلیغات
دنیای فرشتگان
هر چی عشقه با نگینش هر چی خوبه بهترینش آسمونا با زمینش همشون فدای تو...

...

همه مي پرسند:

چيست در زمزمه مبهم آب؟

چيست در همهمه دلکش برگ؟

چيست در بازي آن ابر سپيد، روي اين آبي آرام بلند

که ترا مي برد اين گونه به ژرفاي خيال؟

چيست در خلوت خاموش کبوترها؟

چيست در کوشش بي حاصل موج؟

چيست در خنده جام

که تو چندين ساعت، مات و مبهوت به آن مي نگري؟

نه به ابر، نه به آب، نه به برگ،

نه به اين آبي آرام بلند،

نه به اين آتش سوزنده که لغزيده به جام،

نه به اين خلوت خاموش کبوترها،

من به اين جمله نمي انديشم.

من مناجات درختان را هنگام سحر،

رقص عطر گل يخ را با باد،

نفس پاک شقايق را در سينه کوه،

صحبت چلچله ها را با صبح،

نبض پاينده هستي را در گندم زار،

گردش رنگ و طراوت را در گونه گل،

همه را مي شنوم؛ مي بينم.

من به اين جمله نمي انديشم.

به تو مي انديشم.

 

نوشته شده در شنبه بیست و دوم فروردین 1388 ساعت 23:0 توسط ٭ֵ´٭·:∙΅sanaz΅∙:·٭`ֵ٭ |

تنهای تنها...

چه سکوت دردناکی است

این فاصله من و تو

وچه آگاهی تلخی است

این منطق من و تو

ای آشفته ترین رویای من

وزیباترین دلشوره من

چه سرنوشت سختی است

 تنهایی من وتو!!!!

 

 

نوشته شده در یکشنبه یازدهم اسفند 1387 ساعت 1:48 توسط ٭ֵ´٭·:∙΅sanaz΅∙:·٭`ֵ٭ |