جشن عقد ...
به به به سلااااامی به گرمیه خودم که دارم تو این شهر از شدت گرما آتیش میگیرم![]()
خوفین؟خوشین؟چه خفلا؟قربونتون برم منم میشه گفت خوبم یعنی بد نیستم.![]()
اول از هر چیزی بگم که اصلا حوصله نداشتم آپ کنم .ولی تصمیم گرفتم واسه وبلاگم آستین بالا بزنمو بله آپی هم کنم....![]()
خوب الان که اینگاری هیچی تو ذهنم نیست...جل الخالق ...خدایا عظمتتو برم چرا مخم تعطیل شد...![]()
.![]()
.![]()
.![]()
.![]()
وایییییییی یه خبر:هان؟؟؟چیه؟؟؟چه خبره؟؟؟ای بابا چته حالا چرا اینقدر عجولی....![]()
ماااااااماااااان نمیدونم شاد باشم یا ناراحت....
.ولی باید فعلا شاد باشم خوب هله پس فعلا شادم ...![]()
5 شنبه جشن عقد نازی جونه...
آره دیگه منم دارم تنها میشم....![]()
ولی خیلی خوشحالم که نازی جون عشق واقعیشو پیدا کرده و میخواد برای همیشه در کنارش باشه نازنینم منم پیوندت با آقا محمد روتبریک میگم امیدوارم که همیشه با عشق زندگی کنید و خوشبخت باشید (اینم دعای آبجی کوچولوت ساناز)![]()
![]()
![]()
خوب این روزا من خیلی سرم شلوغه باید برم لباس بگیرم هدیه بگیرم برای نازی
نوبت آرایشگاه هم که گرفتم.....آخیش یکی از کارامو انجام دادم![]()
امروز هم که قرار بود برم کیف و کفش و مانتو و شال بگیرم ولی باز نشد نمیدونم چرا خرید کردن من طلسم شده اینگاری حالا قراره با خاله مریم یکشنبه بریم اندیمشک از اونجا بگیرم خدا کنه ایندفعه طلسم بشکنه.![]()
آهان یه چیزی اسم داداش خودم محمده اسم شوهر نازی هم محمده چه جالب میشه اگه اسم شوهر منم محمد باشه....اونموقع وقتی بگی محمد همه با هم میچرخن.هر هر هر![]()
![]()
آهان آقا محمد فرمودن که نازی رو با اسمی که توی شناسنامشه صدا کنید یعنی( رویا)
ما هم دیگه صداش میکنیم رویا![]()
واییییییییی 5 شنبه جشننننننننننن الان کاری با خودمون میکنیم که دیگه نای راه رفتن نداشته باشیم![]()
![]()
این آقا محمد یه خواهر داره اسمش سمیرا ست وای این دختر اینگاری سفید برفیه..
.خودش سفیییییییییید....موهاشم طلایی مایل به سفید یعنی از دور که میبینیش فکر میکنی موهاش سفیدن خیلی هم دختر باحال و شلوغ و شیطونیه هنوز مراسم نگرفتیم ما زود دختر خاله شدیم خیلی جوریم با هم 2 سال از خودم بزرگتره![]()
خوب دیگه اینگاری زیاد فک زدم ...![]()
![]()
این شعر زیبا تقدیم به خواهر گلم:![]()
![]()
می خوام از باغ بزرگ آسمون![]()
سبدی پر از ستاره بردارم![]()
واسه اینکه تن تو زخمی نشه![]()
رختی از محفل ابرها بیارم![]()
دوست دارم هزار ستاره ی دنباله دار![]()
شبی که عروس میشی تور سپید تو باشه![]()
چه قشنگه آدم، خوابهای خوب خوب ببینه![]()
کاشکی زندگی همیشه مثل حرف زدن باشه![]()
![]()
شخصیت بشری به نام ساناز ...

سلااااااااااااام ...خوفید؟چه خفلا؟چه کالا میکنید؟خوش میگجله؟![]()
بالاخره من تصمیم گرفتم که این پست رو اختصاص بدم به خودم که شماها هم ببینید چه بشر نازی داره بینتون پرسه میزنه..![]()
به یاد بچگیها:بانام خدا اینشایم لا آقاژ میتنم(میکنم)این کلمه به یاد نازنین نوه ی عموم بود...![]()
![]()
اسم من سانازه همه منومیشناسن اینجا ااااااااااا دیگه پر رو نشو به فامیلم چیکال دالی ؟
متولد 9/4/1370 هستم...در شهری به نام دزفول زندگی میتنم...یه خواهر دارم اسمش نازنین 2ماه دیگه 19 ساله میشه...یه برادر کوشولو موشولو دارم اسمش محمده 10 سالشه..![]()
به هنر علاقه ی شددددددددددیدی دارم و رشته ی تحصیلیم گرافیک وااااااااااااای عاشقشم واسه همین تصمیم دارم تا لیسانس بخونم و برای اینکه این شانس رو داشته باشم میخوام پیش دانشگاهی رو هم بخونم ...
از رنگها خیلی خوشم میاد چون زیاد باهاشون سر و کار دارم از بین تمام رنگها از نارنجی، سبز آبی، صورتی و آبی فیروزه ای خیلی خوشم میاد.از بین درسهام عاشق تصویرسازی ، طراحی حروف، پوستر سازی و طراحی آرم و نشانه هستم.![]()
![]()
از بین غذاها زرشک پلو ...ماکارانی و میگو کباب رو دوست دارم
.بارون رو دوست دارم و از آب و هوای گرم خوشم نمیاد. ![]()
یه زمانی خیلی دختر شلوغ و شیطون و پرشور و هیجانی بودم ولی متاسفانه دی ماه 85 روزهای بدی رو گذروندم که باعث شد خیلی روحیم عوض شه و دیگه مثل قبل نباشم ولی همیشه خودمو جلوی مامان و بابام شاد نشون میدم و تصمیم دارم که دوباره مثل قبل باشم ...تمام سعیم رو میکنم که بتونم همون ساناز قبلی باشم.
خوب حالا درباره اخلاقم :![]()
تقریبا خوش اخلاقم ،هیچ وقت کاری نمیکنم که کسی از من عصبانی یا ناراحت بشه....خیلی بانمکم(اینو همه میگن)
حوصله ی زیادی دارم و همه ی کارهام نظم و ترتیب خاص خودشونو داره...
از آدمای بد اخلاق و زودرنج خوشم نمیاد.![]()
به موسیقی علاقه ی زیادی دارم ....از سبک رپ خیلی خوشم میاد...از آهنگای شاد و غمگین که قشنگ باشن خوشم میاد.اخیرا آهنگ غمگین زیاد گوش میدم چون هر وقت دلم میگیره با این آهنگا آروم میشم...![]()
آهان اینو نگفتم عااااااااااااشق ترشیجات هستم(وای نگو که دلم آب شد)![]()
![]()
خووووووووب فعلا که چیزی یادم نمیاد بگم...اگه سوالی براتون پیش اومد یا چیزی خواستین بدونین که من نگفتم تو نظرات بگید من جوابتونو میدم..![]()
![]()
خییلییییییییییی گلین![]()
![]()
![]()
![]()
فداتون بابای![]()
![]()
![]()
![]()
تو نمیدونی(sun boy)
♫ تو نمیدونی من چی کشیدم♪
♪ وقتی که گفتی تو رو نمی خوا ♫
♫ باور ندارم که دیگه نیستی♪
♪ حالا تو رفتی من اینجا تنهام♫
♫ یه شوخی بود و یه قصه ی تلخ♪
♪ وقتی که گفتی تو رو نمی خوام♫
♫ خیال می کردم میخوای بترسم♪
♪ شاید هنوزم باور نکردم♫
♫ چشمای گریون دستای خسته♪
♪ دوریه چشمات منو شکسته♫
♫ رنگ اون چشمات چشمای سیات♪
♪ زنجیر دلت دستامو بسته♫
♫ شاید یه حسود چشممون زده♪
♪ نگو کی ما رو تنهایی دیده♫
♫ ولی میدونم تو آسمونم♪
♪ قصه ی ما رو یکی شنیده♫
♫ تو باور نکن هر کی بهت گفت♪
♪ پیشت می مونم♫
♫ پیشت می مونم♪
♪ باور ندارم که دیگه نیستی♫
♫ تا ته دنیا از تو می خونم♪
♪ چشمای گریون دستای خسته♫
♫ دوریه چشمات منو شکسته♪
♪ رنگ اون چشمات چشمای سیات♫
♫ زنجیر دلت دستامو بسته♪
سلوم.....سلیم....سولوم....سولا.....بزار یه ذره فکر کنم
آهاااااااااااااااااااااااان....سلااااااااااااااااااااام
بس که مخمو پر کردم فرمول ریاضی کلمه ها یادم رفتن.![]()
خوفییییییییییید؟خوشیییییییییییییید؟
من که خیلی خوبم چون امتحان ریاضی رو خیلی خوب دادم فکر میکنم بالای 16
بشم.![]()
باز جای شکرش باقیه....
.
امروز کوچه ی مدرسه رو هزار بار متر کردیم بس که رفتیم و اومدیم از ساعت 11:30 تا 12:15 منتظر بابام بودیم.....جاتون خالی خیلی خوش گذشت بعد از امتحان من و فرزانه رفتیم زردآلو خریدیم روش پر بود زاغ و پونه واااااااااااااااااااااای چه حالی داد با شکم گرسنه و دل ضعف آدم ترشی بخوره خیلی خوبه هاااااااااااا حتما امتحان کنین نگران نباشین چیزیتون نمیشه....حالا شاید حالتون بد بشه و برین بیمارستان سرم بزنین واااااااااااااای خدااااااااااااااااااا بیمارستااااااااااااااااااااااان![]()
![]()
![]()
من دعا میکنم مریض نشین....![]()
![]()
خووووووووووووووووب میدونم بی مزه بودن چون حوصلم سر رفته و کسی هم خونه نیست جو اینترنت گرفتم گفتم یه سر بزنم تصمیم هم گرفتم که آپ کنم ...چیزی برای آپ نیافتم گفتم چرت و پرتها ی امروز رو بنویسم البته من همه چی رو که ننوشتم(همه چیزو که نمیشه گفت)![]()
آهان اینو بگم که تا 10 روز دیگه به آغوش گرم علافهای اینترنتی برمیگردم.(البته بلا به نسبت بعضی ها)
![]()
![]()
خوب حالا برنامه ی امتحانای باقیمانده رو میزارم که برام دعا کنین و همونروز ساعت 10 به یاد من بیفتین که من حالا دارم امتحان میدم..
*عربی 9/3/
*زبان فارسی 12/3/
*عکاسی 16/3/
منو فراموش نکنین (دعا یادتون نره)
خیلییییییییییییییی دوستون دارم ![]()
![]()
قربان همه ی شما یک عضو از علافان اینترنت به نام ساناز![]()
![]()
![]()

